{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانه وار ...

در سنی که باید به قلب‌هامان اجازه می‌دادیم دیوانه‌وار به هر سو بتازند و جهان را با ضربانِ بی‌پرواشان خط‌خطی کنند، رگ‌هایمان به کوچه‌های بستهٔ ترس بدل شد و عشق، مثل پرنده‌ای که قفس را ارث می‌برد، خاموش نشست و تخمِ سرد گذاشت.
دیدگاه ها (۰)

باران امید...

پژواک رهایی ...

فصل های بعد ...

𝓟𝓪𝓻𝓽1

قرار نبود عاشقش بشم پارت: 18ویو جیمین همه جا رو دنبال ا.ت گش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط